زندگی
یک روز مانده به پایان جهان
تازه فهمید که هیچ زندگى نکرده است
تقویمش پر شده بود
و
تنها یک روز
تنها یک روز خط نخورده باقى بود.
پریشان شد و آشفته و عصبانى
نزد فرشته مقرب رفت تا روزهاى بیشترى از خدا برایش بگیرد.
فرشته سکوتش را شکست و گفت: عزیزم:
تنها یک روز دیگر باقى است
بیا و لااقل این یک روز را زندگى کن
لا به لاى هقهقش گفت: اما با یک روز؟
با یک روز چه کار میتوان کرد؟
فرشته گفت: آن کس که لذت یک روز زیستن را تجربه کند، گویى که هزار سال زیسته است
و آنکه امروزش را در نمییابد، هزار سال هم به کارش نمیآید
و آنگاه سهم یک روز زندگى را در دستانش ریخت و گفت
حالا برو و زندگى کن
او مات و مبهوت به زندگى نگاه کرد که در گوى دستانش میدرخشید
اما میترسید حرکت کند، میترسید راه برود،
میترسید زندگى از لاى انگشتانش بریزد
قدرى ایستاد
بعد با خودش گفت: وقتى فردایى ندارم، نگه داشتن این یک روز چه فایدهاى دارد
بگذار این مشت زندگى را مصرف کنم
آن وقت شروع به دویدن کرد
زندگى را به سر و رویش پاشید
زندگى را نوشید و زندگى را بویید
و چنان به وجد آمد
که دید میتواند تا ته دنیا بدود
میتواند بال بزند
میتواند ...
او در آن یک روز آسمان خراشى بنا نکرد
زمینى را مالک نشد، مقامى را به دست نیاورد
اما
اما در همان یک روز دست بر پوست درخت کشید،
روى چمن خوابید
کفش دوزکى را تماشا کرد
سرش را بالا گرفت و ابرها را دید
و به آنها که او را نمیشناختند سلام کرد
و براى آنها که دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد
او در همان یک روز آشتى کرد و خندید و سبک شد
لذت برد و سرشار شد و بخشید و عاشق شد و عبور کرد و تمام شد
او در همان یک روز زندگى کرد
اما فرشتهها در تقویم خدا نوشتند
امروز او درگذشت، کسى که هزار سال زیسته بود
و
تو
تو تا کنون چقدر از عمرت را زندگى کردهای؟
کافر همه را به کیش خود پندارد
آدم وقتی خودش خراب شد همه را خراب می بیند همه رامثل خود می بیند.می گویی چرا تقلب مب کنی؟می گوید همه تقلب می کنند چرا دروغ می گویی؟همه دروغ می گویند.یادم هست بچه بودیم و با شتاب دور خود می گشتیم ویک مرتبه بر جای خود ایستاده واحساس می کردیم همه چیز دور سرمان در گردش است در حالیکه چیزی نمی گردید ونمی چرخیدبلکه تمامی این چرخش ها وگردش ها ریشه در گردیدن و چرخیدن ما داشت.
شیعه از زبان مرحوم آغاسی
شیعه باید آبها را گل کند
خط سوم را به خون کامل کند
خط سوم خط سرخ اولیاست
کربلا بارزترین منظور ماست
شیعه یعنی تشنه جام بلا
شیعگی یعنی قیام کربلا
شیعه یعنی بازتاب آسمان
بر سر نی جلوه رنگین کمان
از لب نی بشنوم صوت تو را
صوت«انی لا اری الموت»تو را
شیعه یعنی امتزاج ناز و نور
شیعه یعنی راس خونین در تنور
شیعه یعنی هفت وادی اضطراب
شیعه یعنی تشنگی در شط آب
اصل آدمی
عصا مادرزاد عصا نبود بلکه ابتداشاخه ای سبز وخرم بود ان هم نه در دست این و ان بلکه بالای درخت بود واینگونه عریان نبود بلکه پر برگ و ریشه دار و رو برشد و چشم نواز بود سایه ای داشت که دیگران زیر آن می آرمیدند اما بیچاره خواسته یا ناخواسته از درخت که اصل او بود و هستی خود را از او داشت برید یا بریده شد و از آن روز به بعد خشک و خشکتر شد.چه زخم ها که از اره ها و رنده های نجار دید و چشید و برای همیشه الت دست و سرافکنده گردید و به دست ادم های ناتوان و بیمار افتاد و همواره تحت فشار آنان قرار گرفت و سرانجام هم یا میشکند یا میسوزد یا بدور افکنده میشود.
حال میخواهم بگویم ما آدمها چیزی شبیه همین شاخه هائیم.آنچه داریم از خداست و تابا خدائیم سبز و شاداب و با طراوت و زنده ایم و پیوسته در حال رشد و سرانجاممان بهتر از دیروز خواهد بود.
اما اگرخدای ناکرده اهل گناه و معصیت و عصیان باشیم سرنوشت عصا سرنوشت ما هم خواهد بود.یعنی می خشکیم و آلت دست می شویم و هر روز به دست کسی می افتیم آن هم به دست کسانی که"فی قلوبهم مرض "و چه فشارها و استرس ها و نگرانیها که باید متحمل شده و دم هم درنیاوریم ذلیل میشویم و خوار و سرافکنده و روز بروز شکسته تر و آسیب پذیرتر و عاقبت هم درکام آتش خشم خدا رفته وبرای همیشه خاک و خاکستر خواهیم شد.
جملات قصار 3
حضرت محمد(ص): بدترین کسب ها کسب بوسیله رباست.
حضرت امیر(ع): عزت و بزرگی با قناعت حاصل میشود.
پوریای ولی: افتادگی آموز اگرطالب فیضی هرگزنخوردآب زمینی که بلند است.
ابن یمین: غم مخور شاد بزی زانکه جهان در گذر است.
اوحدی: هرگزنباشدت به بد دیگران نظر در فعل خویشتن تو اگر نیک بنگری
مثل چینی: سه راه خوشبختی عبارت است از:بدی ندیدن بدی نشنیدن بدی نکردن
خواجه عبدالله انصاری:الهی انرا که عقل دادی چه ندادی و آنرا که عقل ندادی چه دادی؟
دهخدا:دنیا به امید برپاست وادمی به امیدزنده.است.
دیل کارنگی:نگذارید موریانه نگرانی بنای زندگی تان را وازگون کند.
سلمان ساوجی:ببخش مال و نترس از کمی که هرچه دهی جزای آن به یکی ده ز دادگریابی
جملات قصار2
حضرت محمد(ص): کسی که امانت دار نیست ایمان ندارد.
حضرت علی(ع): برترین پناهگاه به هنگام سختی صبر کردن است.
دهخدا:مشورت با هزار کس کن و راز خودرابا یکی مگو.
ابن سینا: تجربه بالاتر از علم است.
سقراط:با پدر و مادر خود انگونه رفتار کن که از اولاد توقع داری.
گاندی:در پس پرده تمام جنایات انگیزه مادی آن به چشم می خورد.
فخر رازی:کسی که یک لذت همیشگی را به لذت آنی و کوتاه بفروشد بسیار زیانکار است.
دهخدا:بخشش هر چند ناچیز باشد آتش خشم بنشاند.
افلاطون:لذتی که از علم حاصل میشود بی آلایش است.
بایزیدبسطامی :هرگز ناامید نشوید هرگاه هم شدید بدانید در نومیدی بسی امیداست
ولتر:گل را میتوان زیر پا له کرد ولی بوی عطر آنرا نمیتوان در فضا کشت.
جملات قصار1
حضرت محمد(ص): دروغ شخص را رو سیاه میکند
حضرت علی (ع): جهان خواب شیرینی است ودل بستن به آن پشیمانی می آورد
زکریای رازی : ایمان توهمیشه موجب امان توخواهد بود
فردوسی: ز خورشید تابنده تا تیره خاک گذر نیست از حکم یزدان پاک
یکمثل عربی: بردباری کلید شادمانی است و شتاب کلید اندوه
نظامی گنجوی: کلاه خودرا از سر خواهی داد روزی که غرور تورا در بر گیرد
متر لینگ: تنهائی جهنم است اما با مطالعه این جهنم به بهشت تبدیل میشود
افلاطون: کسی که در پی تحصیل ثروت است وقتی برای تحصیل علم ندارد
سعدی : آیین حسد قاعده دیو و دد است
هوگو: در هر ملت چراغی است که به افراد نور میدهد و ان معلم است
فکر نو
به نام خداوند جان و خرد
جان ریشه در جنون و دبوانگی دارد
پس بیائیم:
دیوانه باشیم نه روانی
عاشق باشیم نه عشقی
عاقل باشیم نه عقل کل
عیش کنیم نه عیاشی
خوشحالی کنیم نه خوشگذرانی
مناظره کنیم نه مناقشه
مذاکره کنیم نه مشاجره
گفتگو کنیم نه بگو نگو
سخن بگوئیم نه حرف بزنیم
غمخوار باشیم نه غصه خور
وسکوت کنیم نه خاموشی

